مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

599

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

كه طى عمل به دست مىآيد ، بىآنكه قبلا به ذهن آمده يا در ايجاد آن عمل مؤثر باشد ، منفعت ناميده مىشود . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 17 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 1 ، ص 22 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 61 . فايده تدوين اصول فقه فوايد مترتب بر تدوين اصول فقه فايده تدوين اصول فقه ، به معناى غرض اصلى تدوين و جمع‌آورى مطالب علم اصول است ، و آن افزون بر توانايى شخص در استنباط احكام شرعى از منابع اصلى ، شامل شناخت آرا و مبانى اصوليون در ادوار مختلف و بحث درباره آنها است كه باعث رشد و شكوفايى علم اصول و حفظ و انتقال آن به آيندگان مىگردد . و نيز فوايدى ديگرى كه از تدوين هر علمى به دست مىآيد . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 32 . فايده دينى اصول فقه بحث از فوايد دينى علم اصول فقه فايده دينى اصول فقه ، آثار و نتايج دينى است كه بر علم اصول فقه مترتب مىباشد ، همانند اجر اخروى كه خداوند به آن وعده داده است . از آنجا كه علم اصول فقه از علوم دينى است و خداوند متعال براى تحصيل علوم دينى ، وعده ثواب و پاداش داده است ، هركس در راه تحصيل اين علم ، مجاهدت و تلاش نمايد ، طبق وعده خداوند به او ثواب و پاداش اخروى داده مىشود . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 33 . فايده علم اصول ر . ك : فايده اصول فقه فايده علمى اصول فقه فوايد علمى مترتب بر علم اصول فقه فايده علمى اصول فقه ، ايجاد آمادگى علمى و توانايى استدلال كردن براى استنباط احكام شرعى است ؛ به بيان ديگر ، به معناى آثار و نتايجى است كه از صرف دانستن مسائل و قواعد اصولى بىتوجه به جنبه كاربردى آن به دست مىآيد ، از جمله : 1 . حصول صفت كمال در شخص عالم ، زيرا علم فى نفسه كمال است ؛ 2 . دانستن علم اصول ، سبب عروج انسان از حضيض تقليد و سؤال ، به قله اجتهاد و بىنيازى از ديگران در فهم احكام شرع است و شكى نيست كه صفت غنا و بىنيازى از صفاتى است كه عقل ، به‌طور مستقل به حسن آن حكم مىنمايد ؛ 3 . دانستن علم اصول ، سبب پرورش استعداد شخص براى تشخيص راه‌هاى نفع و ضرر اخروى مىگردد . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 33 . فايده عملى اصول فقه كاربردهاى عملى اصول فقه فايده عملى اصول فقه ، مقابل فايده علمى آن بوده و عبارت است از تأثيرى كه دانستن علم اصول فقه و به‌كارگيرى آن ، در صحنه زندگى فرد و اجتماع مىگذارد ؛ براى مثال ، كسى كه قواعد اصولى را مىداند و آنها را در عمل به كار مىبندد ( مجتهد اصولى ) ، با كسى كه اخبارى است و به اصول اعتقاد ندارد ، در مبانى فقهى ، چگونگى رجوع به منابع اصلى احكام و چگونگى استنباط حكم از آنها ، فرق دارد ؛ به‌طور مثال ، اصولى ظواهر قرآن را در حق غير معصوم حجت مىداند اما اخبارى ، ظواهر قرآن را فقط براى معصوم عليه السّلام حجت مىداند و اين باعث اختلاف در فتوا مىگردد كه در صحنه زندگى ، ثمره آن نيز ديده مىشود . حتى در مواردى كه مبانى دو اصولى نيز باهم تفاوت پيدا مىكند ، اين امر سبب اختلاف فتواى آنها مىگردد . رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 33 . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 61 . فايده وصف فوايد استفاده از وصف در كلام فايده وصف ، عبارت است از مطلوبى كه متكلم به انگيزه دستيابى به آن ، وصف را در كلام خود مىآورد . براى وصف ، فوايد زيادى وجود دارد ، از جمله : 1 . دلالت بر مفهوم ، مانند : « للغنم السائمة زكات » ، كه دلالت مىكند بر اينكه گوسفند غير سائمة ( علوفه‌خوار ) زكات ندارد و زكات مخصوص گوسفند سائمه ( بيابان‌چر ) است ؛ 2 . شدت اهتمام به مورد وصف ، مانند : « اياك و ظلم اليتيم » كه وصف يتيم دلالت مىكند بر اينكه شارع از ظلم به يتيم به شدت منع كرده است ؛ 3 . دفع توهم اينكه حكم در مورد وصف وجود ندارد ، مانند : « وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ » . « 1 » شايد براى كسانى اين توهم وجود داشته است كه در سال قحطى و گرسنگى حكم حرمت قتل فرزندان ، برداشته شده است ، اما خداوند اين توهم را دفع مىنمايد كه حتى در دوران قحطى و گرسنگى ، قتل اولاد حرام است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 54 .

--> ( 1 ) . إسراء ( 17 ) ، آيه 33 .